فاطمه ، فاطمه است . (متنی زیبا از دکتر شریعتی)
به ام رافع گفت:
ـ بستر مرا در وسط اتاق بگستران.
آرام و سبکبار بر بستر خفت، رو به قبله کرد، در انتظار ماند.
لحظه ای گذشت و لحظاتی …
ناگهان از خانه شیون برخاست.
پلکهایش را فروبست و چشمهایش را به روی محبوبش ـ که در انتظار او بود ـ گشود.
شمعی از آتش و رنج ، در خانه علی خاموش شد و علی تنها ماند . با کودکانش.
از علی خواسته بود تا او را شب دفن کند ، گورش را کسی نشناسد و … و علی چنین کرد.
اما کسی نمی داند که چگونه؟ و هنوز نمی داند کجا؟
در خانهاش؟ یا در بقیع ؟ معلوم نیست.
و کجای بقیع ؟ معلوم نیست.
آنچه معلوم است، رنج علی است، امشب، بر گور فاطمه .
مدینه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفته اند. سکوت مرموز شب گوش به گفتوگوی آرام علی دارد.
و علی که سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه ، بی پیغمبر، بی فاطمه. همچون کوهی از درد، بر سر خاک فاطمه نشسته است.
ساعت ها است.شب ـ خاموش و غمگین ـ زمزمه درد او را گوش می دهد، بقیع آرام و خوشبخت و مدینه بیوفا و بدبخت، سکوت کرده اند، قبرهای بیدار و خانه های خفته میشنوند.
نسیم نیمه شب کلماتی را که به سختی از جان علی برمیآید، از سر گور فاطمه به خانه خاموش پیغمبر میبرد.
ـ بر تو، از من و از دخترت ـ که در جوارت فرود آمد و به شتاب به تو پیوست، سلام ای رسول خدا.
ـ از سرگذشت عزیز تو ـ ای رسول خدا ـ شکیبایی من کاست و چالاکی من به ضعف گرایید . اما، در پی سهمگینی فراق تو و سختی مصیبت تو، مرا اکنون جای شکیب هست.
من تو را در شکافته گورت خواباندم و در میانه حلقوم و سینه من جان دادی، “انا لله و انا الیه راجعون”.
ودیعه را بازگرداندند و گروگان را بگرفتند، اما اندوه من ابدی است و اما شبم بیخواب، تا آنگاه که خدا خانهای را که تو در آن نشیمن داری، برایم برگزیند.
هماکنون دخترت تو را خبر خواهد کرد که قوم تو بر ستمکاری در حق او همداستان شدند. به اصرار از او همه چیز را بپرس و سرگذشت را از او خبر گیر.
اینها همه شد، با این که از عهد تو دیری نگذشته است و یاد تو از خاطر نرفته است.
بر هر دوی شما سلام. سلام وداع کنندهای که نه خشمگین است، نه ملول.
لحظهای سکوت نمود، خستگی یک عمر رنج را ناگهان در جانش احساس کرد. گویی با هر یک از این کلمات، که از عمق جانش کنده میشد ـ قطعهای از هستیاش را از دست داده است.
درمانده و بیچاره بر جا مانده؛ نمیدانست چه کند؛ بماند؟ بازگردد؟ چگونه فاطمه را، اینجا، تنها بگذارد، چگونه تنها به خانه برگردد؟ شهر، گویی دیوی است که در ظلمت زشت شب کمین کرده است. با هزاران توطئه و خیانت و بیشرمی انتظار او را میکشد.
و چگونه بماند؟ کودکان؟ مردم؟ حقیقت؟ مسئولیتهایی که تنها چشم به راه اویند و رسالت سنگینی که بر آن پیمان بسته است؟
درد چندان سهمگین است که روح توانای او را بیچاره کرده است. نمیتواند تصمیم بگیرد، تردید جانش را آزار میدهد، برود؟ بماند؟
احساس میکند که از هر دو کار عاجز است، نمیداند که چه خواهد کرد؟
به فاطمه توضیح میدهد: “اگر از پیش تو بروم، نه از آن رو است که از ماندن نزد تو ملول گشتهام، و اگر همین جا ماندم، نه از آن رو است که به وعدهای که خدا به مردم صبور داده است بدگمان شدهام”.
آنگاه برخاست، ایستاد، به خانه پیغمبر رو کرد، با حالتی که در احساس نمیگنجید، گویی میخواست به او بگوید که این “ودیعهی عزیز”ی را که به من سپردهای، اکنون به سوی تو بازمیگردانم، سخنش را بشنو. از او بخواه، به اصرار بخواه تا برایت همه چیز را بگوید، تا آنچه را پس از تو دید یکایک برایت برشمارد.
فاطمه اینچنین زیست و اینچنین مرد و پس از مرگش زندگی دیگری را در تاریخ آغاز کرد. در چهره همه ستمدیدگان ـ که بعدها در تاریخ اسلام بسیار شدند ـ هالهای از فاطمه پیدا بود. غصب شدگان، پایمال شدگان و همه قربانیان زور و فریب نام فاطمه را شعار خویش داشتند. یاد فاطمه، با عشقها و عاطفهها و ایمانهای شگفت زنان و مردانی که در طول تاریخ اسلام برای آزادی و عدالت میجنگیدند، در توالی قرون، پرورش مییافت و در زیر تازیانههای بیرحم و خونین خلافتهای جور و حکومتهای بیداد و غصب، رشد مییافت و همه دلهای مجروح را لبریز میساخت.
این است که همه جا در تاریخ ملتهای مسلمان و تودههای محروم در امت اسلامی، فاطمه منبع الهام آزادی و حقخواهی و عدالتطلبی و مبارزه با ستم و قساوت و تبعیض بوده است.
از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه، یک ” زن ” بود، آن چنان که اسلام میخواهد که زن باشد. تصویر سیمای او را پیامبر خود رسم کرده بود و او را در کورههای سختی و فقر و مبارزه و آموزشهای عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.
وی در همه ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.
مظهر یک دختر، در برابر پدرش.
مظهر یک همسر در برابر شویش.
مظهر یک مادر در برابر فرزندانش.
مظهر یک ” زن مبارز و مسئول ” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.
وی خود یک “ امام ” است، یعنی یک نمونه مثالی، یک تیپ ایدهآل برای زن، یک “ اسوه ” ، یک شاهد برای هر زنی که میخواهد ” شدن خویش ” را خود انتخاب کند.
او با طفولیت شگفتش، با مبارزه مدامش در دو جبهه خارجی و داخلی، در خانه پدرش، خانهی همسرش، در جامعهاش، در اندیشه و رفتار و زندگیش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ میداد.
نمیدانم چه بگویم؟ بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند.
در میان همه جلوههای خیره کننده روح بزرگ فاطمه، آنچه بیشتر از همه برای من شگفتانگیز است این است که فاطمه همسفر و همگام و هم پرواز روح عظیم علی است.
او در کنار علی تنها یک همسر نبود، که علی پس از او همسرانی دیگر نیز داشت. علی در او به دیده یک دوست، یک آشنای دردها و آرمانهای بزرگش می نگریست و انیس خلوت بیکرانه و اسرارآمیزش و همدم تنهاییهایش.
این است که علی هم او را به گونه دیگری مینگرد و هم فرزندان او را.
پس از فاطمه، علی همسرانی میگیرد و از آنان فرزندانی مییابد. اما از همان آغاز، فرزندان خویش را که از فاطمه بودند با فرزندان دیگرش جدا میکند. اینان را “بنیعلی” میخواند و آنان را “بنیفاطمه”.
شگفتا، در برابر پدر، آن هم علی، نسبت فرزند به مادر و پیغمبر نیز دیدیم که او را به گونهی دیگر میبیند. از همهی دخترانش تنها به او سخت میگیرد، از همه تنها به او تکیه میکند. او را ـ در خردسالی ـ مخاطب دعوت بزرگ خویش میگیرد.
نمیدانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟
خواستم از ” بوسوئه ” تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لویی، از ” مریم ” سخن میگفت . گفت : هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن دادهاند.
هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملتها در شرق و غرب، ارزشهای مریم را بیان کردهاند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را به کار گرفته اند.
هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان، چهرهنگاران، پیکرسازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند.
اما مجموعه گفتهها و اندیشه ها و کوششها و هنرمندیهای همه در طول این قرنهای بسیار، به اندازه این کلمه نتوانسته اند عظمتهای مریم را بازگویند که: “مریم (س)، مادر عیسی (ع) است “.
و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم. باز درماندم
خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجهی بزرگ است.
دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه مادر حسین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است
برگرفته از كتاب فاطمه فاطمه است.
آیا چاپلین اصالتا ایرانی بود!؟

در بازدید مقام معظم رهبری از نمایشگاه کتاب :
غرفه “خرد آذین” کتاب جالبی داشت که توجه رهبری را به خود جلب کرد، “زندگی من” بررسی زندگی چارلی چاپلین. به قلم خودش که زیر عنوان اصلی کتاب نوشته بود: چاپلین اصالتا ایرانی بود…آقا دست گذاشت روی کتاب و با لبخند گفت: شوخی میکنید دیگر؟ و ناشر با قطعیت تمام گفت: نخیر…شوخی در کار نیست…بعد سریع صفحه ۱۳۵ کتاب را باز کرد و نشان داد: “چاپلین سلسله نسبش …از نوادگان آرداوازخان ارمنی ساکن محله درخونگاه تهران بود که بعدها به انگلیس مهاجرت کرد…” این حرفها را پرفسور حسنعلی خان مستوفی عضو آکادمی سوئد گفته است و در کتاب چاپ شده است.
معرفی کتابی زیبا و خواندنی
مرسی
اینم لینک های دانلود:
http://www.4shared.com/document/GRag3PVz/sinohe_1.html
http://www.4shared.com/document/K4Wn6LrA/sinohe_2.html
http://www.4shared.com/document/vojTay57/sinohe_3.html
بازداشت مدیر بلاگفا

طبق آخرین اخبار مدیر بلاگفا در بازداشت به سر می برد.
به دنبال انتشار مطلبی در یکی از وبلاگهای «بلاگفا»، قاضی دادگاه کرمان رئیس شرکت بلاگفا که سرویسدهنده و ارایهدهنده خدمات وبلاگ است را محکوم کرده است و به دنبال این حکم، مدیر بازداشت و به دادسرای نیابت منتقل شده است.
به دنبال انتشار یک مطلب و شکایت شخص حقیقی در شهر کرمان از سایت بلاگفا که خدمات وبلاگ را ارایه میدهد، قاضی پرونده که در دادگستری کرمان است با رأی عجیب مدیر بلاگفا را مجرم شناخته و حکم محکومیت برای وی صادر کرده است و گذشته از روند حقوقی پرونده که مستلزم مطالعه کل پرونده و بررسی فنی پرونده و استفاده از نظر کارشناسان مربوطه و متخصصان در این زمینه است، این حکم از لحاظ فنی دارای مشکلاتی است که خلأهای قانونی کشور به ویژه و قانون جرایم رایانهای که به تازگی تصویب شده و اجرایی نیز بر این مشکلات افزوده است.
حال اینکه مدیریت و نظارت بر مطالب منتشره در تک تک وبلاگها آن هم با حجم انبوهی از وبلاگها که در سایتهای گوناگون ارایهدهنده خدمات وبلاگ ثبت شده و مشغول کار است نشدنی بوده کنترل آن میسر نیست نه تنها در ایران بلکه در سایر چراکه در این صورت باید برای هر وبلاگ موجود، یک نفر را برای کنترل گمارند.
البته اکنون نیز شاهد هستیم که به جای برخورد با مجرم اصلی (وبلاگنویس) و دستگیری این مجرم اینترنتی، برخی وبلاگها فیلتر میشوند و وبلاگنویسان متعدد در حاشیه امن قرار میگیرند.
البته ناگفته نماند در دستگاه قضائی بحث آموزش قضات و بحث و بررسی درباره تکنولوژیهای روز دنیا و مصادیق جرمها به فراموشی سپرده شده و توجه چندانی در اینباره صورت نمیگیرد و لزوم توجیه کامل و آموزشهای فنی و تخصصی به قضات محترم روشن است و این آموزشها به ویژه در حوزه جرایم سایبری و اینترنتی باید به صورت کامل و تخصصی مورد توجه قرار گیرد.
گفتنی است، در خبری که در خود سایت بلاگفا منتشر شده، بازداشت علیرضا شیرازی مدیر شرکت بلاگفا و پارسیک را تأیید کرده است.
اطلاعات تازه حاکی از این است که ، علیرضا شیرازی دقایقی پیش موقتا با قید وثیقه آزاد شده است.
مستقیم نمودن لینکهای دانلود
برای این کار:
کافی است به سایت www.expressleech.com مراجعه کنید.
به وسیله این سایت میتوانید لینکهای آپلود شده خود در بیش از 70 مرکز آپلود معروف جهان را مستقیم کنید.
برای این کار کافی است به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید و در قسمت Link to Transload لینک را وارد نمایید و بر روی دکمه Transload File کلیک کنید.
اکنون منتظر باشید تا لینک شما مستقیم شود.
همچنین به نکات زیر دقت داشته باشید:
1. هیچ گونه محدودیت حجمی جهت ذخیره فایل های شما وجود ندارد.
2. جهت نگه داری فایلهای شما یک محدودیت زمانی 48 ساعته وجود دارد. به این معنا که فایل شما پس از 48 ساعت به صورت اتوماتیک از روی سرور حذف میشود.
3. با استفاده از این سرویس میتوانید فایلهای ویدئویی Youtube را نیز مستقیم کرده و دانلود کنید. برای این کار کافی است همانند روش بالا لینک صفحه دارای ویدئو در Youtube را وارد نمایید. جهت دانلود با کیفیتهای مختلف نیز تیک گزینه YouTube Video Format Selector را بزنید.
4. هیچگونه محدودیتی جهت مستقیم نمودن فایلها وجود ندارد.
5. سایت فوق توسط یک هموطن ایرانی و با هزینه شخصی راه اندازی شده است، در نتیجه جهت حمایت از او و کمک در پایداری این سرویس، میتوانید بر روی تبلیغات موجود در سایت کلیک کنید یا به او کمک مالی نمایید.
6. لیست سایتهایی که امکان مستقیم نمودن لینکهای دانلود آنها وجود دارد به شرح زیر است:
2shared.com, 4shared.com, adrive.com, anime-eden.com, badongo.com, bigandfree.com, bitroad.net, btaccel.com, depositfiles.com, dl.free.fr, downtown.vc, easy-share.com, egoshare.com, esnips.com, evilshare.com, fileadded.com, filefactory.com, fileflyer.com, filego.net, files.to, filesend.net, freakshare.net, furk.net, gigasize.com, hotfile.com, ifile.it, ifolder.ru, imageshack.us, kewlshare.com, letitbit.net, mediafire.com, megaporn.com, megashare.com, megashares.com, megaupload.com, megavideo.com, midupload.com, netload.in, odsiebie.com, oron.com, rapidshare.com, rapidshare.de, savefile.com, saveqube.com, sendspace.com, share-now.net, share-online.biz, sharebase.to, sharebomb.com, sharedzilla.com, sharingmatrix.com, simpleupload.net, sourceforge.net, speedyshare.com, stagevu.com, storage.to, supershare.pl, turbobit.net, turboupload.com, ul.to, uploadbox.com, uploaded.to, uploading.com, uploads.bizhat.com, video.google.com, vip-file.com, x7.to, youload.to, youtube.com, ziddu.com,
دانلود پروژه های مالتی مدیا داریوش بزرگ

هدف از ساخت این برنامه یاد آوری گوشه هایی از تاریخ فراموش شده ی ایران زمین میباشد.
این برنامه به صورت رایگان توسط صادق علوی ساخته شده و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.
حجم برنامه جمعا 17 مگ میباشد که در 4 قسمت فشرده Rar آپلود شده است.
برای دانلود با نگه داشتن کلید شیفت Shift بر روی لینکها کلیک کنید.
برنامه قسمت های مختلفی میباشد از جمله :
1. گذری بر زندگی کورش بزرگ
2. واپسین سخنان کورش بزرگ
3. بخشهایی از منشور کورش
4.شعر هایی در وصف کورش بزرگ ( یکی از مهمترین قسمتهای برنامه )
5.نقشه ایران در زمان امپراتوری کورش بزرگ
6.معرفی و شناخت بنای پاسارگاد ( یکی از مهمترین قسمتهای برنامه )
7.محافظ صفحه نمایش پاسارگاد
8.تم هایی زیبا از پاسارگاد برای گوشی
دانلود در ادامه مطلب====>>>>>
دو تا خـــــــــــــر
دو تا خـــــــــــــر

یه روز ملانصرالدین و دوستش دوتا خر میخرن.
دوست ملا میگه: چه طوری بفهمیم کدوم ماله منه کدوم ماله تو؟
ملا میگه خوب من یه گوش خرم رو میبرم اونی که یه گوش داره مال من اونی هم که دو گوش داره مال تو.!
فرداش میبینن خر ملا گوش اون یکی خره رو از سر حسادت خورده!!!
دوست ملا میگه :حالا چیکار کنیم ملا میگه: من جفت گوش خرمو میبرم!!!
فرداش میبینن بازم قضیه دیروزیه...
دوست ملا میگه :حالا چیکار کنیم ملا میگه: من دم خرمو میبرم!
فرداش بازم قضیه دیروزی میشه..
دوست ملا با عصبانیت میگه: حالا چیکار کنیم ملانصرالدین هم میگه:عیبی نداره خب حالا خر سفیده مال تو خر سیاه مال من....
Erfan Ft Khashayar - Rahe Man Video
این هم از کلیپ “راه من” از عرفان و خشایار که یه کار دیگه از آلبوم “همیشگی” عرفان هست که به زودی از شرکت پایدار و آونگ پخش میشه. کار پخش این آهنگ و کلیپ به خاطر مشکلاته زیادی که برای آلبوم پیش اومد خیلی عقب افتاد، ولی بالاخره همه چیز حل شده و آلبوم “همیشگی” هم به زودی پخش میشه. کارگردانی این کلیپ کار “الکس فرا” هست و جزئیات داستان و طراحی هم از خود بچههای پایداره. امیدوارم که خوشتون بیاد .

دانلود در ادامه مطلب==>>>
Adobe Photoshop CS5
ورژن جدید فوتوشاپ با حجم کم .....

◄◄◄ خدا رو شکر ►►►
I am thankful for the husband who snores all night, because that means
he is healthy and alive at home asleep with me
************************************************** ******
خدا را شكر كه دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاكی است.این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند.
I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing
dishes, because that means she is at home not on the street.
************************************************** ******
خدا را شكر كه مالیات می پردازم این یعنی شغل و درآمدی دارم و بیكار نیستم.
I am thankful for the taxes that I pay , because it means that I am
employed.
************************************************** ******
خدا را شكر كه باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع كنم. این یعنی در میان دوستانم بودهام.
I am thankful for the mess to clean after a party , because it means
that I have been surrounded by friends.
************************************************** ******
خدا را شكر كه لباسهایم كمی برایم تنگ شده اند . این یعنی غذای كافی برای خوردن دارم.
I am thankful for the clothes that a fit a little too snag , because it
means I have enough to eat.
************************************************** ******
خدا را شكر كه در پایان روز از خستگی از پا می افتم.این یعنی توان سخت كار كردن را دارم.
I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day,
because it means I have been capable of working hard.
************************************************** ******
خدا را شكر كه باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز كنم.این یعنی من خانهای دارم.
I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need
cleaning , because it means I have a home.
************************************************** ******
خدا را شكر كه در جائی دور جای پارك پیدا كردم.این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.
I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking
lot, because it means I am capable of walking and that I have been
blessed with transportation
************************************************** ******
خدا را شكر كه سرو صدای همسایه ها را می شنوم. این یعنی من توانائی شنیدن دارم.
I am thankful for the noise I have to bear from neighbors , because it
means that I can hear.
************************************************** ******
خدا را شكر كه این همه شستنی و اتو كردنی دارم. این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم.
I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I
have clothes to wear.
************************************************** ******
خدا را شكر كه هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم. این یعنی من هنوز زنده ام.
I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house,
because it means that I am alive.
************************************************** ******
خدا را شكر كه گاهی اوقات بیمار می شوم . این یعنی بیاد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.
I am thankful for being sick once in a while , because it reminds me
that I am healthy most of the time
************************************************** ******
خدا را شكر كه خرید هدایای سال نو جیبم را خالی میكند. این یعنی عزیزانی دارم كه میتوانم برایشان هدیه بخرم.
I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because
it means I have beloved ones to buy gifts for
خداراشكر…خدارا شكر…خدارا شكر
بعد از مجسمه ها، میدان آزادی توسط افراد ناشناس دزدیده شد ! طنز
صبح امروز میدان آزادی توسط افراد ناشناسی ربوده شد. این نخستین باری نیست که سارقین دست به ربودن تندیس ها، بنا های تاریخی، فرهنگ و شرف در سطح شهر و کشور می زنند ولی هم زمان بودن سرقت ها سریالی تندیس های تهران با اعلام برنامه های “طرح جامع امنیت” از سوی استانداری تهران جای تامل دارد.
کار شناسان بر این عقیده اند که با توجه به اندازه میدان آزادی احتمالا سارقین این یادبود را در مقعد همان کسی پنهان کرده اند که آزادی را از این مملکت گرفته است.


بقیه عکسها در ادامه مطلب==>>



مدیر وبلاگ :